طیف پاسخ نموداری از بیشینه پاسخ (شتاب، سرعت یا جابهجایی) یک سیستم یکدرجهآزادی برحسب دوره تناوب طبیعی آن، برای یک حرکت زمین و نسبت میرایی معین است. این ابزار بنیادی برای توصیف حرکت زمین زلزله است و مبنای بیشتر طیفهای طراحی لرزهای در آییننامههای مدرن ساختمانی را تشکیل میدهد.
طیف پاسخ نمایشی گرافیکی از بیشینه پاسخ خانوادهای از نوسانگرهای یکدرجهآزادی است — که هرکدام دوره تناوب طبیعی گوناگون اما نسبت میرایی یکسانی دارند — در پاسخ به یک حرکت زمین مشخص. این طیف معمولا بهصورت شتاب، سرعت یا جابهجایی برحسب دوره تناوب (یا فرکانس) رسم میشود. از آنجا که هر سازه خطی چنددرجهآزادی را میتوان به سیستمهای یکدرجهآزادی مودی مستقل تجزیه کرد، طیف پاسخ پیوندی مستقیم میان ویژگیهای حرکت زمین و پاسخ سازه برقرار میکند.
این مفهوم نخستین بار توسط موریس بیو در دهه ۱۹۳۰ معرفی شد و در دهههای ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ توسط جورج هازنر رواج یافت. پس از زلزله سنفرناندو در سال ۱۹۷۱، که مشخص شد بیشینه شتاب زمین بهتنهایی برای توصیف حرکت زمین کافی نیست، این مفهوم به پایه عمل طراحی لرزهای تبدیل شد. آییننامههای مدرن ساختمانی — از جمله ASCE 7، یوروکد ۸ و استاندارد ۲۸۰۰ ایران — نیروهای طراحی خود را از طریق طیفهای پاسخ طراحی تعریف میکنند که نسخههای هموارشده و بزرگنماییشده طیفهای پاسخ ویژه ساختگاه هستند.
طیف پاسخ یک پوش آماری است، نه یک تاریخچه زمانی فیزیکی. چندین حرکت زمین با مقادیر PGA مشابه میتوانند طیفهای بسیار متفاوتی تولید کنند، بهویژه در بازه دوره تناوب بلند. به همین دلیل، مهندسی زلزله مدرن مبتنی بر عملکرد بیشتر طیف پاسخ را با تحلیل تاریخچه زمانی غیرخطی برای سازههای حساس تکمیل میکند. همچنین طیف پاسخ نمیتواند اثرات مدتزمان، افت چرخهای یا توالی قلهها را بازتاب دهد — محدودیتهایی که برای سازههای با افت قابلتوجه مقاومت یا سختی اهمیت دارند. با وجود این محدودیتها، طیف پاسخ همچنان پرکاربردترین ابزار در مهندسی زلزله است، هم برای طراحی و هم برای تفسیر حرکات زمین ثبتشده.