گسترش جانبی، جابهجایی افقی خاک — معمولاً بهسمت یک وجه آزاد نظیر کناره رودخانه، خط ساحلی یا گودبرداری — است که توسط روانگرایی یا نرمشدگی چرخهای در طول زلزله ایجاد میشود. این پدیده علت اصلی خسارت به پلها، خطوط لوله و سازههای ساحلی است.
گسترش جانبی، جابهجایی افقی تودههای خاک است که توسط روانگرایی یا نرمشدگی چرخهای ناشی از زلزله ایجاد میشود. این پدیده زمانی رخ میدهد که یک سطح شیبدار زمین، یا یک سطح تراز مجاور یک وجه آزاد (نظیر کناره رودخانه، خط ساحلی یا دیوار حائل)، در طول یا پس از لرزش لرزهای بهسمت آن وجه آزاد جابهجا میشود. سازوکار آن شامل از دست رفتن مقاومت برشی در خاک روانگراشده یا نرمشده است که به پوسته غیرروانگراشده بالایی اجازه میدهد بهصورت جانبی بلغزد. جابهجاییها میتوانند از چند سانتیمتر تا چندین متر گسترده باشند و حرکت زمین حاصل میتواند برای سازههای مستقر بر خاک متحرک یا مدفون در آن بهشدت مخرب باشد.
گسترش جانبی یکی از مخربترین اشکال گسیختگی زمین در زلزلهها است. زلزلههای آلاسکا و نیگاتا ۱۹۶۴ گسترش جانبی چشمگیری در امتداد سواحل با جابهجایی زمین چندین متر تولید کردند. زلزله لوما پریتا ۱۹۸۹ گسترش جانبی در منطقه خلیج سانفرانسیسکو ایجاد کرد و به پل بی و سایر زیرساختها آسیب رساند. زلزله کوبه ۱۹۹۵ گسترش جانبی گسترده در امتداد خط ساحلی را موجب شد و تأسیسات بندری، دیوارهای اسکله و شریانها را آسیب رساند. زلزلههای کرایستچرچ ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۱ گسترش جانبی گسترده در حومه شرقی ایجاد کردند و ساختمانهای مسکونی، جادهها و زیرساختهای مدفون را آسیب رساندند. در ایران، پتانسیل گسترش جانبی در دشت ساحلی خزر، خوزستان و سایر مناطق با آب زیرزمینی کمعمق و نهشتههای شل اشباع وجود دارد و این پدیده در زلزله بم ۲۰۰۳ (محدود) مشاهده شد. سازوکار خسارت معمولاً سازهای است: پلها با جابهجایی کولهها پشتیبانی خود را از دست میدهند، خطوط لوله با حرکت تفاضلی زمین میشکنند، ساختمانها کج میشوند یا از هم جدا میشوند و سازههای ساحلی توسط خاک متحرک رانده یا چرخانده میشوند.
گسترش جانبی از طریق روشهای تجربی، تحلیلی و عددی ارزیابی میشود. رویکردهای تجربی از تاریخچههای موردی برای توسعه همبستگیها میان جابهجایی و پارامترهایی نظیر ضخامت لایه روانگراشده، شیب زمین، هندسه وجه آزاد و شدت لرزش استفاده میکنند. پرکاربردترین مدل تجربی، مدل یود و همکاران (۲۰۰۲) است که بر پایه زلزلههای ترکیه ۱۹۹۹ و بوج ۲۰۰۱ (هند) بنا شده و جابهجایی جانبی را بهعنوان تابعی از مقاومت SPT، هندسه زمین و تقاضای لرزهای برآورد میکند. رویکردهای تحلیلی و عددی از مدلهای تفاضل محدود یا اجزای محدود با مدلهای رفتاری پیشرفته برای خاک روانگراشدنی (نظیر PM4Sand، UBCSAND یا مدلهای چندسطحی تسلیم) استفاده میکنند. اقدامات کاهشی شامل بهسازی خاک (تراکم، زهکشی یا جامدسازی لایه روانگراشدنی)، اقدامات سازهای (پیهای عمیق که تا زیر خاک متحرک امتداد یابند یا لنگرهای زمینی) و اقدامات هندسی (مسطحکردن شیبها، حذف وجوه آزاد یا ایجاد پشتبندها) است. در عمل، گسترش جانبی اغلب همراه با پتانسیل روانگرایی ارزیابی میشود، زیرا دو پدیده سازوکار آغاز یکسان دارند و اغلب با هم رخ میدهند.