کانون زلزله، که به آن فوکوس نیز گفته میشود، نقطهای درون زمین است که گسیختگی زلزله از آن آغاز میشود. عمق آن در زیر سطح، پارامتری حیاتی است که بهشدت بر شدت و توزیع لرزش زمین در سطح اثر میگذارد.
کانون زلزله، که با نام فوکوس نیز شناخته میشود، نقطهای درون زمین است که گسیختگی زلزله در آن هستهگذاری میشود. این نقطه با سه مختصات — عرض جغرافیایی، طول جغرافیایی و عمق — تعریف میشود و نماینده نقطه آغاز گسیختگی است، نه لزوماً مرکز آزادسازی انرژی. برای زلزلههای بزرگ، گسیختگی از کانون در طول دهها تا صدها کیلومتر منتشر میشود و مرکز جرم گسیختگی (نقطه بیشینه آزادسازی انرژی) ممکن است از خود کانون فاصله زیادی داشته باشد.
عمق کانونی یکی از مهمترین پارامترها در مهندسی زلزله است. زلزلههای کمعمق (عمق ۰ تا ۲۰ کیلومتر) انرژی خود را در نزدیکی سطح متمرکز میکنند و میتوانند لرزش بسیار قوی در ناحیهای محدود تولید کنند، در حالی که زلزلههای عمیقتر (عمق بیش از ۷۰ کیلومتر) انرژی خود را در ناحیهای وسیعتر توزیع میکنند اما عموماً شدتهای اوج پایینتری تولید میکنند. زلزله نورتریج در سال ۱۹۹۴ (عمق حدود ۱۸ کیلومتر) و زلزله بم در ایران در سال ۲۰۰۳ (عمق حدود ۷ کیلومتر) نمونههایی از رویدادهای کمعمق هستند که خسارت شدید محلی ایجاد کردند. در مقابل، زلزلههای با عمق میانی در زیر کوههای زاگرس ایران لرزشی وسیعتر اما کمشدتتر در سطح تولید میکنند.
کانونها از طریق وارونسازی زمانهای رسید لرزهای از چندین ایستگاه مکانیابی میشوند، معمولاً با استفاده از مدل سرعتی از پوسته زمین. دقت تعیین کانون به تعداد و هندسه ایستگاهها، دقت مدل سرعت و کیفیت برداشت فاز بستگی دارد. شبکههای مدرن عدم قطعیت مکانیابی ۱ تا ۵ کیلومتر برای رویدادهای خوب ثبتشده به دست میآورند، اما عدم قطعیتها میتوانند برای رویدادهای دور از ساحل یا عمیق بسیار بزرگتر باشند. کانون از مرکز سطحی (تصویر کانون بر سطح) و از مکان تانسور گشتاوری مرکزی (CMT) — که مرکز جرم آزادسازی گشتاور در کل گسیختگی را نمایندگی میکند — متمایز است. برای زلزلههای متوسط تا بزرگ، این سه موقعیت اغلب متفاوتاند و استفاده از مورد نادرست در تحلیل خطر میتواند خطاهای قابلتوجهی وارد کند.