شکلپذیری، توانایی یک سازه یا عضو سازهای برای تحمل تغییرشکلهای غیرکشسان بزرگ بدون افت قابلتوجه مقاومت است. این کمیت خاصیت بنیادی است که به سازهها امکان میدهد انرژی لرزهای را اتلاف کنند و مبنای ضرایب رفتار مورد استفاده در آییننامههای طراحی لرزهای مدرن است.
شکلپذیری (μ)، سنجهای از ظرفیت یک سازه یا عضو برای تغییرشکل غیرکشسان بدون شکست یا افت قابلتوجه مقاومت است. این کمیت معمولاً بهصورت نسبت تغییرشکل نهایی به تغییرشکل تسلیم بیان میشود (μ = Δ_u / Δ_y برای شکلپذیری جابهجایی، μ_θ = θ_u / θ_y برای شکلپذیری انحنا یا نسبتهای مشابه برای سایر سنجههای تغییرشکل). یک سازه شکلپذیر میتواند جابهجاییهای بزرگ تحت بارگذاری لرزهای را تحمل کند در حالی که همچنان بارهای ثقلی را حمل میکند و انرژی را از طریق رفتار هیسترتیک پایدار اتلاف میکند. یک سازه شکننده، در مقابل، بهطور ناگهانی با هشدار اندک و اتلاف انرژی ناچیز فرو میریزد و آن را در برابر خسارت لرزهای بسیار آسیبپذیرتر میسازد.
شکلپذیری سنگ بنای فلسفه طراحی لرزهای مدرن است. از آنجا که طراحی سازهها برای باقیماندن کشسان تحت بزرگترین زلزلههای مورد انتظار از نظر اقتصادی غیرعملی است، آییننامهها بهجای آن به سازهها اجازه میدهند تسلیم شده و بهصورت غیرکشسان تغییرشکل یابند، به شرط داشتن شکلپذیری کافی برای انجام ایمن این کار. این امر از طریق ضریب رفتار (R) بیان میشود که تقاضای لرزهای کشسان را بر ضریبی از ۲ تا ۸ بسته به ظرفیت شکلپذیری سامانه سازهای تقسیم میکند. یک قاب خمشی ویژه (R = ۸) انتظار میرود تغییرشکلهای بزرگ غیرکشسان را متحمل شود و باید متناسباً جزئیاتبندی شود؛ یک قاب خمشی معمولی (R = ۳) ظرفیت شکلپذیری کمتری دارد و باید برای نیروهای بالاتر طراحی شود. کل این فلسفه — که اغلب با عبارت «ستون قوی، تیر ضعیف» خلاصه میشود — درباره اطمینان از این است که تغییرشکل غیرکشسان در عناصر شکلپذیر (تیرها، رابطها، میراگرها) بهجای عناصر شکننده (ستونها، اتصالات، پیها) رخ دهد.
شکلپذیری از طریق جزئیاتبندی دقیق حاصل میشود، نه فقط انتخاب مصالح. در بتن مسلح، شکلپذیری نیازمند محصورسازی کافی بتن (از طریق آرماتور عرضی با فاصله نزدیک)، مهار و توسعه مناسب آرماتور و اجتناب از حالتهای شکست شکننده نظیر شکست برشی یا پیوستگی است. در سازههای فولادی، شکلپذیری نیازمند مقاطع فشرده برای جلوگیری از کمانش موضعی، مهاربندی جانبی کافی و اتصالاتی است که قادر به دورانهای بزرگ بدون شکست باشند — درسی که بهسختی از زلزلههای نورتریج ۱۹۹۴ و کوبه ۱۹۹۵ آموخته شد، جایی که اتصالات جوشی تیر-ستون پیش از موعد شکستند. در سازههای بنایی و چوبی، شکلپذیری معمولاً از طریق آرماتور، جزئیات اتصال و استفاده از اتصالدهندههای شکلپذیر حاصل میشود. اقدامات مدرن شکلپذیری شامل وسایل میرایی مکمل (ویسکوز، ویسکوالاستیک، هیسترتیک، اصطکاکی) و جداسازی لرزهای است که تقاضاهای شکلپذیری بر سامانه سازهای اصلی را کاهش میدهند. روشهای طراحی مبتنی بر جابهجایی — که امروز در مهندسی زلزله مبتنی بر عملکرد استاندارد هستند — تقاضاهای شکلپذیری را بهصراحت کمّی میکنند و آنها را با ظرفیت شکلپذیری موجود مقایسه میکنند و چارچوب طراحی مستقیمتر و معنادارتر فیزیکی نسبت به روشهای مبتنی بر نیرو فراهم میآورند.